در سخن آغازین به این مطلب اشاره شد که یکی از وظایف مؤمنین در عصر غیبت علاوه بر خودشناسی ، جریان شناسی و اطلاع از آراء جوامع بشری در حد توان و ضرورت الزامی است.
به عنوان اولین کاری که در این زمینه می خواهم شروع کنم بد ندیدم در رابطه با جریانهای فکری جامعه کنونی بحث و تبادل نظر داشته باشیم.
دوستان هرگونه رأی و ایده ای که در هر چه بهتر کردن این مطالب می تواند به کار آید دریغ ننمایند.
پله اول " داستان قلعه حیوانات"
بنا به درخواست برخی دوستان دررابطه با داستان قلعه حیوانات یا همان مزرعه حیوانات ، جستجوی اولیه ای در فضای وب در این موضوع انجام دادم که فعلاً موادخام جمع آوری شده به صورت دسته بندی تقدیم شما می گردد.
تذکر نکته مهم
شناخت هر جریان یا اندیشه ای نیازمند به شناخت چند پارامتر مهم است.
- شناخت جامع و کامل آن اندیشه بدون هرگونه پیش داوری(اشراف کامل بر ابعاد وزوایای مختلف نظریه)
- شناخت جامع و دقیق از نظریه پرداز آن نظریه یا دیدگاه نویسنده یا گوینده مطلب(رواشناسی شخصیتی نظریه پرداز)
- شناخت دقیق و کامل از فضای زایش و نشو و نمای آن نظریه یا شناخت فضای حاکم بر طرح نظریه(زمان شناسی نظریه)
- پیشینه نظریه(شناخت دورانهای مختلف حیات نظریه،طرفداران نظریه،بررسی افول یا شکوفایی نظریه)
- پیامدهای پذیرش نظریه(مثال؛اگر بپذیریم فرهنگ زمانه بر مفاهیم قرآن مؤثر بوده است باید به لوازم این پذیرش که نفی وحی است مثلا ملتزم شویم)
- شناخت اهداف طرح نظریه
با توجه به این مقدمات هر نظریه یا شبههای را می توان به بررسی ونقد نشست.
کتاب قلعه حیوانات یا مزرعه حیوانات در ظاهر داستانی درباره حیوانات است، اما در واقع در مورد انقلابی است که با شکست مواجه میشود. داستان با رؤیای عدالت اجتماعی و نوید تحقق آن شروع میشود. بیننده رؤیا، «میجر پیر» (خوک پیر) صاحب مدال و احترام است. موضوع سخنرانی او بیداد است؛ بیداد از سوی انسان. آقای جونز، صاحب مزرعه «مانر» فردی ستمگر است که از حیوانات مزرعه بیگاری میکشد، به آنها غذای بخور و نمیری میدهد و در یک کلام به آنها ظلم میکند.
این نوشته که ظاهری داستان وار دارد اما در واقع اعتراضی به وضع موجود است در زمان نویسنده که در اینجا باید پارامتر چهارم مشخص شود که فضای طرح نظریه است.
سؤال: تمامی پارامترهایی که بیان شد در رابطه با یک نظریه یا شبهه بود این کتاب که نظریه پردازی نیست و صرفا یک کتاب داستان است آنهم در مورد یک عده حیوان بی زبون ؟
پاسخ:
در بسیاری از موارد آدمی پیام خود را با کنایه به مخاطب خود منتقل می سازد به چند علت :
- بر اساس گفته ادیبان و علماء علم بلاغت اوقع فی النفوس گردد یعنی گاهی انسان مطلب را به صورت کنایه به کار میبرد تا مخاطب سریعتر و راحت تر آن مفهوم را بگیرد.مثلا؛ شخصی که میخواهد شدت بیماری خود را به مخاطب بفهماند با بیان این جمله که " در حال مردنم" کنایتاً به مخاطب می فهماند که خیلی مریض است و حال آنکه مردنی در کار نیست.
در مورد داستانسرایی نیز قضیه از همین قرار است به عنوان نمونه منظومه موش و گربه بهترین منظومه های انتقادی است كه با لحنی طنز آمیز همراه با زبان مطایبه و مهارتی عجیب سروده شده است. این منظومه قصیده ای نود بیتی است كه در صفت گربه حیله گر از ولایات كرمان و كیفیت ریاكاری و تزویر او در جلب اعتماد موشان از راه توبه و آن گاه دریدن و خوردن آن ها و در پیش گرفتن رفتار درشتی كه منجر به جنگی سخت در میان موشان و گربه ها در بیابان فارس می شود و موشان بیچاره را تار و مار كرده و تاج و تخت و خزانه را به غارت برده و از میان می برند.
عبید در این قصیده وضع عامه مردم را از یك طرف و طبقات قضات و ولات و حكام را از طرف دیگر و رابطه آن در دسته را كه در حقیقت طبقه حاكم و محكوم جامعه می باشد را به خوبی نشان داده است كه طبقه ضعیف با همه صف آرایی ها و شورش های خود در نهایت چگونه طعمه آن طبقه حاكم قرار می گیرد و تمام زندگیشان نیست و نابود می شود.
و نویسنده داستان "قلعه حیوانات" آقای «جرج اورول» نیز از این قاعده مستثنا نیست.
به این نمونه ها دقت کنید:
«رفقا، ماهيت زندگي از چه قرار است ؟بايد اقرار كرد كه حيات ما كوتاه است ،پرمشقت است و نكبت بار است به دنيا ميآييم، جز قوت لايموتي نداريم و از بين ما آنها كه قادربه كاريم تا آخرين رمق به كار گمارده ميشويم،و به مجردي كه از حيض انتفاع بيفتيم با بيرحميِ تمام قرباني ميشوي»(صفحه یازده کتاب)
«فصل دوم
سه شب بعد ميجر پير در آرامش كامل و در عالم خواب مرد و جنازه اش پايين باغ ميوه به خاك سپرده شد. اين واقعه در اوايل ماه مارس اتفاق افتاد. تا سه ماه فعاليتهاي پنهاني زيادي در جريان بود. نطق ميجر به حيوانات زيركتر مزرعه ديد تازه اي نسبت به زندگي داده بود.آنها نميدانستند انقلابي كه ميجر پيش بيني كرده بود كي جامه عمل به خود خواهد پوشيد و هيچ دليلي نداشتند كه تصوركنند اين انقلاب در خلال زندگي خودشان صورت خواهدگرفت ،اما كاملا آگاه بودند كه موظفند خود را براي آن آماده سازند.»(صفحه نوزده کتاب)
- دلیل دیگر می تواند رفع اتهامات محتمل باشد که ممکن است به سوی نویسنده سرازیر گردد.
- عدم محدودیت فضای داستان در هر زمینه ای. در رابطه با شخصیت پردازی و جعل عنوان و فضا سازی وبسیاری آزادیهای دیگر داستان